بانوی فروردینی قلبم سلام ..
باز هم 1 ماه شد ، برای من فرقی نمیکند، مهر ماه باشد یا اردیبهشت یا اسفند یا هر ماه دیگر...
در دلم فقط مهر تو جاری است ، فصل ها بازیچه ای بیش نیستند .
عزیزم ، نمیدونم این روزها چه میکنی ، اصلا دوست 1 باز هم ببینمت ، دوست دارم دوباره اون صفا و صمیمیت جاودانه رو در روی ماهت ببینم .
یادش بخیر چه روزهایی که با آرزوی دیدن روی ماه تو به سر شد . چقدر بر من زود گذشت این ایام عاشقی ،
دوست دارم به روزهای اول عاشقی برگردم ، و گرمای اولیه و سوزان عشقت رو دوباره در وجودم حس کنم .
عجبا !!!
چقدر زود گذشت ، از اون روزها خاطره ها دارم ،
یادمه وقتی اولین بار دیدمت ، بیشتر از همه حالت خاص چشمات دلمو برد ، اوایل این موضوع رو جدی نگرفتم اما هر چقدر بیشتر تو رو میدیدم آتش عشق تو در دلم بیشتر گر میگرفت.
حالا بعد از گذشت این سالها ، من و حسرت بوسه ای گرم و آتشین از روی ماه تو .....
گذشت بر من سالهای عاشقی و بی قراری .....
سالهایی که خیلی دوستشون دارم ...
چون هر دو جوان تر بودیم ...
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری