الههی خوبی و زیبایی فرانک همیشه خندانم، سلام مثل همیشه در روز جاری هم در اندیشه ام با نام و یاد تو عشق بازیها کردم ، اصلا نام تو را باید در میان الهه های زیبایی و پاکی و شادی بگذارند . چرا که تو در اوج زیبایی ، همیشه شاد هستی ، و در اوج زیبایی ، خاکسار.
نام تو زیباترین نام هاي جهان است . با فر و شکوه است . مثل چشمان زیبای تو که شکوه عشق از آنها جاریست . ای عزیزترین، بدان ....تو چون بهاران ، پاک و سبز و شاد هستی .. چرا که خدای مهربانم تو را به فصل بهاران، به وقت چشمه ساران به من ، به زمین هدیه
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری
فرانک همیشه خندان من سلام . امروز چطوری ؟ خوبی ؟ نمیدونم چرا مرداد امسال بیشتر برایت نوشتم ؟ شاید واسه خاطر اینه که پس از مدتها دیدمت . توی همون باغ پر گل همون جایی که خیلی دوستش داری ، تو و دوستانت وقتی میایین اونجا ، اون باغ واسه من تماشایی تر میشه . چی بگم ؟
میدونم این سالها خیلی از تو و برای تو گفتم . آخه خوبی های تو اونقدر زیاده که شاید نوشتن از تو به درازای عمرم طول بکشه و باز هم وقت کم بیارم . هر چه که از تو گفتم در دلم بوده است . خدارو شکر میکنم که تو را در مسیر زندگی ام ، قرار داد . ت
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری

همه هستی من ، بانوی من
، سلام ...
مینویسم
مثل همیشه تا بدانی دوستت دارم ...
میدانم .. میدانم که تو هم مثل من عاشق عشق هستی .
و خداوند در دلت گل عشق را سالها که رویانده ، مثل من .
و من گاهی به خدا حسودی میکنم ، چون پیش از من خدا عاشق تو شد
وقتی عاشق تو شدم زیباترین اتفاق زندگی ام شدی ..
تا برایت بنویسم
از دلبستگی ...
از دوست داشتن ...
از فراغ تو ...
آری
هنوز هم مینویسم ...
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری
بانوی من سلام ... بانوی عاشقانههای من سلام ...
باز هم شهریور از راه رسید ، شهریور از دوران کودکی من تداعی کننده اتمام تعطیلات تابستانی بود . یعنی روز شمار من برای بازشدن مدرسه و آن سالها با رسیدن شهریور در تکاپوی کیف و کتاب و مدرسه و ثبت نام بودیم . و باز هم معلمانی بهروز..اما شهریور این سالها ... فقط و فقط در تکاپوی عشق تو بودم و تو برایم معلم عشق بودی و هستی ...و من هنوز به یاد آن شکوه جوانی ات زندگی میکنم . هرچند هنوز برایم هنوز همان بانوی زیبا و جوانی ... تو زیبا ترین بودی ، فرقی نمیکند
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری

بانوی همیشه زیبای من به تو از دور سلام
به تو سلامی دوباره میکنم .....
در روز جاری چطوری ؟؟؟ انگار بهتر از همیشه ای ...
خوشحالم ..
چون خوشحالی تو ،، خوشحالی منه ...
تو همیشه شاد هستی و من خوشحالم که شاد و خندانی
و من به یاد آن خاطرات گذشته فقط لبخند میزنم ...
حتی نبودنت هم برایم شیرین است ...
چرا که هنوز هم شوق دیدار چشمان تو را دارم...
هنوزم تمنای تماشای روی ماه تو را دارم ...
تو ای زیبای جاودانه .......
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری

فرانک همیشه مهربان من
سلام
چقدر زود گذشت
ده سال از اولین نگاه تو
از اولین تپش شدید قلبم
چقدر زود گذشت
شبهای بی تو
روزهای لبریز از هجران تو
و تو حالا مثل همان روزها
زیبایی و شادابی
و در دلم
عشق تو
جوان است و پر امید
تپش های ده سالهی
دل دیوانه ام
تمام نشده است .
عشق نفس گیر تو
سالهاست همراه من
بوده است و خواهد بود
هنوز این دل تو را میخواهد ...
فقط تو را ...
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری

مهربان همیشگی من
سلام
سلام بر آن نگاه زیبای تو
و بر چشمانت
و بر لب.های زیبای تو
که عاشقانه ترین شعر
هستی را
در همهمه ی مبهم زندگی
زمزمه میکند....
شعله ی عشق
در وجودم هنوز، روشن
هنوز گرم و زنده است ..
تا همیشه ....
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری

سلام فرانک مهربانم .
مهربان جاودانه ام
سلام
بگذار تا یکبار دیگه روزت رو به تو تبریک بگم ...
میخواهم بگویم که تو بهترینی
بگذار بگویمت که چشمان زیبای
تو عبادتگاه من بوده است و هست
و کاش در روز جاری مرا یاد کنی
کاش دیگر فهمیده باشی که چقدر
تو رو دوست دارم
و تو رو میپرستم .
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری
فرانک همیشه عاشق سلام سلام امشب مرا نیز پذیرا باش ...
دیشب در فکر تو بودم دیشب خنده های تو در نظرمتداعی میکرد خنده هایی از سر شوق خنده هایی از سر شور وقتی تو میخندی گویی تمام گلهای زیبای جهان میخندند و باز هم برای من بخند لبخندهای زیبای تو تمام سهم من از دنیاست وقتی تو نیستی صدای خنده هایت تنها دلخوشی من خواهد بود ... و باز هم بخند ...بخند ...لبخند تو تفسیر عشق است عشق را تفسیر کن ....
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری

فرانک جان سلام
اگر چه بلوغ زنانه ات
را باور کرده ام
اگر چه برایم مفصل ترین هستی
هرچند کمال زنانه ات را می ستایم
اما
تو برای من همان دختر
سالهای دور هستی
و هنوز صدای
صدای خنده های نمکین
تو در گوش جانم نهفته است
هنوز هم وقتی می خندی
مثل همان دختر دیروزی
چون در روز جاری هم برای من
تو همان دختر دیروزی ....
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری
شیرین من سلام ....
نیستی!؟!!!
کجایی !!!
غیبت طولانی تو را چگونه تحمل کنم ....
مدتی است که از رهگذر خانه ام گذر نمیکنی ...
اما همیشه در خانه ی دلم مأوا داری ....
وقتی تو نیستی ، دیگر نمیخواهم که باشم !!!!
برچسبها: فرانک , وقتی تو نیستی , عشقم فرانک
برچسب:
نویسنده: مهسا افشاری